شهدا شرمنده ايم

از خوشگذرونه پرسیدن :

دوکوهه کجاست ؟

گفت : ما بین دوتا کوه میریم اسکی به اونجا میگیم دوکوهه !!!!

از پشت کوهیه پرسیدن :

گفت: ما تابستون پشت یه کوهیم، زمستون پشت یه کوه به این جابجايي میگیم: دوکوهه !!!!

اما...........!!!

یه دوکوهه هم هست خیلی باصفاست...   باید بری جنوب ایران...

از خوشگذرونه پرسیدن :

عشق چیه ؟

گفت : عشق این هفته رو سر جردن سوار کردم !!!!

پشت کوهیه گفت :

عشق من ، دختر مَش مَمَدِ !!!!

اما........!!!!

یه عشق هم هست که زن و بچتُ بسپاری دست خدا، خودت بری رو مین...

از خوشگذرونه پرسیدن :

درد چیه ؟

گفت : یه بار زنبور نیشم زد، خیلی درد داشت !!!!

پشت کوهیه گفت :

یه بار یه سنگ افتاد روپام درد داشت !!!!

اما.......!!!!

یه دردم هست، که بابات شهید بشه،  تو درس بخونی بری دانشگاه،

بهت بگن دانشجوی سهمیه ای....!!!!


شهدای ما كه مثل، گلای لاله می مونند به ظاهر زمینی اما، افتخار آسمونند

می شدند عازم جبهه، همه با شور حسینی اون جوونایی كه بودند، علی اكبر خمینی

میاد از خاک شلمچه، هنوزم صدای یا رب گریه های غریبونه، ناله های نیمه‌ی شب

حالا از سكوت فكه، دل من آتیش میگیره هر كی از قافله جا موند، گوشه‌ی قفس میمیره

حالا مونده برای ما، خاطرات سرخ كارون ساحل خسته‌ی اروند، خاك بیقرار مجنون

از طلائیه بخونیم، كه داره شمیم احساس اونجایی كه داره خاكش، عطر خاك كف العباس

یا بپرسیم از دوكوهه، عطر ‌آشنای لاله یا از اون شبا كه پر بود، از نوا و اشك و ناله

پشت خاكریزا میومد، صدای نافله هاشون آب میشد حتی دل سنگ، شبا از سوز صداشون

نیمه شب با ناله هاشون، می زدند دوباره معبر پر كشیدند تا خدا از، دامن خاكی سنگر

رشك اهل آسمون بود، به خدا عشق و وفاشون بیاد مشك اباالفضل، تشنه لب قمقمه هاشون

یكی یكی پر كشیدند، تا خدا تا آسمونا جون میدادند آروم آروم، رو پای عزیز زهرا(س)

یكی با یاد رقیه، شده پر آبله پاهاش؛  داره میگه یا اباالفضل، اونكه تیر خورده به چشماش

یكی غرق خاك و خونه، یكی سر به تن نداره یه نفر تشنه لب؛ اما.. یكی هم كفن نداره

تانكا كه عبور میكرد از روی اون همه جنازه زنده میشد پیش چشمام، ماجرای نعل تازه

باغ آرزوی زینب، شد یه دشت لاله‌ی پرپروقتی كه رفت روی نیزه، سر پر خون برادر.
(comment: fatemehya3.blogfa.com)

شهدا شرمنده ایم.

شهدا شرمنده ايم

الهی چه زیباست ایّام دوستان تو با تو

چه زیباست معامله ایشان در آرزوی دیدار تو
(شهيد پيشقدم)



ای آب نــدیـــده آبــی شـــده هــا

بی جبهه و جنگ انقلابی شده ها


مـدیـون شــب حمله جـــانبازانـیـد

ای بر سر سفره آفتابـی شده ها!


خنده ي حق!


شهدا شرمنده ایم....


از خاك تا افلاك یك پرواز بود؛ دل كندن از خاك و دل سپردن به افلاك بهای این پرواز دادن

جان بود، دادن جوانی، دادن خون بود.

پرستوهای زیادی این كوچ عاشقانه را برگزیدند و سینه سپر كردند و دینار زندگی را به قیمت دیدار

پرداختند و رفتند...!!!  حال ما مانده ایم؛ و حسرت یك قطره اخلاص از دریای زلال و بی كران

اخلاصشان.  شهدا كه پر كشیدند،اخلاص هم از میان لشكر مخلص خدا رفت.

شهدا شرمنده ایم!

شرمنده ایم كه امانتدار اخلاصی كه در مدرسه ی عشق به ما سپردید نبودیم.

شرمنده ایم كه اخلاصِ جمله ی "بسیج لشكر مخلص خداست." را گم كردیم.

شرمنده ایم كه عطر گلزارتان از مشاممان رخت بربست و ما حتی به بدرقه اش نرفتیم.

شرمنده ایم كه یادمان رفت نامتان با وضوی شناخت باید ذكر زبانمان شود نه اینكه هر روز

چندین بار نامتان را بر زبان می آوریم فقط به خاطر كوچه و خیابان وجاهایی كه به

نامتان كردیم،به نامتان كردیم تا فراموشتان نكنیم،اما فقط نام كوچه و خیابان را به ذهن سپردیم،

نه شما را...!!  شرمنده ایم كه ادای دین ما به شما و خانواده تان، شد سهمیه ی دانشگاه.

حاج همت! شرمنده ایم كه بزرگی نامت، بزرگی بزرگراهی، با بزرگترین ترافیك تهران شد،

شرمنده ایم كه نمی دانستیم اهمیت بزرگی همت تو، با بزرگی خیابانی كه به نامت می كنیم

ثابت كردنی نیست، یادمان رفت یاد سردار خیبر، خزان زندگیمان را بهار می كند.

حاج احمد! شرمنده ایم كه یادمان رفت بپرسیم چه بر سر تو آمد؟!

شرمنده ایم كه فیلم "دموكراسی تو روز روشن"  تو روز روشن اكران شد و كسی مظلومیت

شما رافریاد نزد.

شرمنده ایم كه در فتنه ی 88، خیلی از نامردان به شما تهمت زدند، از خانواده هایتان

سوء استفاده كردند و نام شهید را بر هر منافق كشته شده ای گذاشتند.

شهدای 8 ماه دفاع مقدس! شرمنده ایم كه وقت نكردیم سر مزارتان فاتحه ای بخوانیم، شرمنده ایم

كه بنا بر مصلحت،حرفی از شما در رسانه ها نمی زنیم.


شهداي عزيز شرمنده ايم

حسین جانم ضریح نــو مُبـــارک

بسم الله الرحمن الرحیم...

اعوذ باالله من نفسی...

اللهم الرزقنی توفیق الشهاده فی سبیلک...



========================================

«ان الحسين...»، بَه كه چراغ تو روشن است
تقدير من حبيب! دوجا جان سپردن است
اين سينه كبود نشانی به اين تن است
مِهر حسين مُهر مسلمانی من است
با سجده روی تربتتان من هوايی ام
با هر نمازِ سمت حرم كربلايي ام


مرا از پیـــش خود آقــا مکن دَک
                               که کردم نام زیبایت به دل حَک
دعا کن تا بقییع را هم بســازیم
                               حسین جانم ضریح نــو مُبـــارک



====================
گفتم بدوم تا تو همه فاصله ها را
تا زودتر از واقعه گویم گله ها را

چون آینه پیش تو نشستم که ببینی
در من اثر سخت ترین زلزله ها را

پُر نقش تر از فرش دلم بافته ای نیست
از بس که گره زد به گره حوصله ها را

ما تلخیِ نه گفتنمان را که چشیدیم
وقت است بنوشیم از این پس بله ها را

بگذار ببینیم بر این جغد نشسته
یک بار دگر پَر زدن چلچله ها را

یک بار هم ای عشق من! از عقل میاندیش
بگذار که دل حل بکند مسئله ها را

عکس / آن که خوابید، آن که پایید

"ای شهیــــــــــــد"
ای آنکه بر کرانــه ازلی و ابــدی وجود برنشستــه ای
دستـــــی برآر
و ما قبــرستــان نشینــان عادات سخیف  را از این منجلــاب
بیــــــــــرون کش!







ای سر و پا، من بی سر و پا، پیش تو خودمو پیدا کردم....

پنجره زيباست، اگر بگذارند!
چشم مخصوص تماشاست، اگر بگذارند!
من از اظهار نظرهاي دلم فهميدم!
عشق هم صاحب فتواست، اگر بگذارند!


در نظربازی ما بی خبران حیرانند

                             من چنینم که نمودم دگر ایشان دانند

عاقلان نقطه پرگار وجودند ولی

                            عشق داند که در این دایره سرگردانند





اینک که شهر شعله ور بی خیالی است

جای برادران غیورم چه خالی است

جای برادران غیوری که بعدشان

این شهر در محاصره خشک سالی است

بی ادعا ز خویش گذشتند و پل شدند

رد عبور صاعقه شان این حوالی است

من حرف می زنم و دلم شعر می شود

در واژه های من هیجان لالی است

طاعون گرفته ایم و کسی حس نمی کند

تا آنکه زنده بودنمان احتمالی است

آلوده است کوچه، خیابان به زندگی

چیزی که هست و نیست حالی به حالی است

بر من چه سخت می گذرد این غروب ها

جای برادران غیورم چه خالی است

وصال يار



احساس حضور خدا در همه حال، همه مسائل را حل می‌ کند.

 

 

مختار:  تو چرا از قافله عشق جا ماندی؟

کیان:  راه گم کردم ابواسحاق.

مختار:  راه بلدی چون تو که راه را گم کند، نابلدان را چه گناه؟

کیان:  راه را بسته بودند از بیراهه رفتم؛ هر چه تاختم مقصد را نیافتم، وقتی به نینوا رسیدم خورشید  بر سر نیزه بود.

مختار:  شرط عشق، جنون است! ما که ماندیم، مجنون نبودیم.


خوشا آن روز را که سنگری بود

شبی ، میدان مینی ، معبری بود

خوشا آن روزهای آسمانی

که شوری بود ، سودا و سری بود

خوشا روزی که دل را دلبری بود

غزل خوان نگاه آخری بود

خوشا آن روزها در خط اروند

هوای روضه های مادری بود

و اهل آسمان بودیم آن روز

که قدری بی نشان بودیم آن روز

و نای دل نوای نینوا داشت

و با صاحب زمان(عج) بودیم آن روز

و کاش آن روزگاران گم نمی شد

هوای خوب باران گم نمی شد

صفای جبهه ها می ماند ای کاش

صدای پای یاران گم نمی شد

دلم تنگ شهيدان است


                                                                         



در خیالم زندگی میکنم ..

در رویاها...

هر شب به آسمان فکر می کنم..

به آسمانی سبز ...

می نشینم بر کشتی آرزو ..

دستی بر آب ...

می زنم دل به دریا ...

دریای امید ...

می کشم دستی بر موج ...

نمی دانم شاید این امواج...

امواج دنیا ...

این تپش ها ..

تپش های دل ...

نشانه حسرتی ماندگار است ...

می دانم که این دل ...

دل عاشق ..

از آسمان دور است ...

دور ...

شاید این رویای من روزی محقق شود .

شاید ..

کاش با خبر شوم ..

کاش لحظه ای بر دل گذر کند...

زنده ام زنده به عشق . 

 چشمان گریانم سالهاست که منتظر است ..

منتظر است تا معنای عشق را بفهمد ...

شبانگاه اشکهای زیادی ریختم 

یاد یاران  مرهمی است بر زخم دلم ..

طاقت ندارم ...

صبر تا کی؟..

 

شهیــــدان، آسمان را باز کردند

شهیــــدان، تا خدا پرواز کردند

شهیــــدان، عرشیانِ راد مردند
شهیــــدان، یک نیستان آه و دردند

قدم های آقا در مزار شهدا

ردی بجاي مانده دارد برای

من و تو

که اگر می خواهیم به بهشت برویم مسیرش از اینجا می گذرد



خداحافظ روضه های علمدار

خداحافظ اي  روضه های علمدار

http://atasheentezar.persiangig.com/jadid/k0001-emam-hosein.gif

کارت پستال درخواستی طراحان

پيامبر اكرم (ص) فرمود: «‌ فَطوُبي لِمَنْ كانَ مِنْ اَوْلياءِ الْحُسَيْنِ

وَ شيعَتِهِ هُمْ وَ اللهِ الْفائِزوُنَ يَوْمَ الْقِيامَةِ » .

« سعادتمندی آنان كه از دوستان و پيروان حسين (ع) هستند.

 بخدا سوگند ايشان در قيامت پيروز و نيكبخت هستند ».